عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
99
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
10 - خوى كاشاني در بررسى شخصيّت هر يك از ناموران روزگار ، بدون ترديد شناخت خوى آنان ، مبحثى است سودمند وپر فائده . امّا در خصوص عارفان وخانقاهيان كه تخليهء نفس از ناشايستها وتجليهء آن به بايستهها را در سرلوح اعمال خود داشتند ، خوى پسنديده وكنش درست امرى است مفروغ ، چه بدون حصول آن صوفي را صوفي نمىخواندهاند . هر چند در ميان صوفيان وحتّى ناموران بزرگ اين وادى به كساني - هر چند نادر - برمىخوريم كه رفتارشان جاى جاى مورد انتقاد واقع شده است « 1 » امّا وجود اين صوفيان كمشمار نمىتوان آن أصل پيشين را مورد خدشه قرار دهد . در مورد كاشاني نيز أدبي كه أو در ياد كرد از اساتيدش نشان مىدهد واصرارى كه بر برائت ناموران معاصر خود از زنجير اتهامات مىورزد ولحن متين وملايم أو با كسى كه به صرف نقل چند جمله به تكفيرش پرداخته است « 2 » نشان از خلقي نيكو وسيرهاى والا دارد . هر چند اطلاعات ما دربارهء اين جنبه از شخصيّت كاشاني نيز در حدّ صفر است وپيشينيان مطلبي در اين باره براي ما به ارث ننهادهاند امّا نويسنده در اين بخش سر آن دارد كه باز به كمك قرائن وشواهدى كه دستياب كرده است پردهء اجمال را از گوشهاى از اين جنبه از شخصيّت عبد الرزّاق - كه در همين حال نشانگر مرتبهء أو در سلوك وموقف أو در منازل السّائرين است - به كنارى افكند . تا آنجا كه نگارنده مىداند ، كاشاني در تمامى آثارش تنها به ورود خود به دو منزل از منازل سالكان وتحقّق خود به دو خلق از اخلاق الهى اشاره مىكند . در اين سطور نخست نگاهى به معنى اين دو خوى از ديدگاه خانقاهيان خواهيم داشت واز آن پس به بررسى تأثير اين تحقّق در آثار به جاى مانده از أو مىپردازيم . عبد الرزاق « در لطائف الاعلام في إشارات أهل الالهام » « 3 » آنجا كه به توضيح لفظ « العبادلة » « 4 » مىپردازد ،
--> ( 1 ) . بعنوان نمونه بنگريد : « صوفي قدّارهبند » در « در ديار صوفيان . » ( 2 ) . دربارهء اين سه بند در همين سطور سخن خواهيم داشت . ( 3 ) . دربارهء اين كتاب بنگريد به : « آثار كاشاني » در همين مقدّمه . ( 4 ) . بنگريد : لطائف الاعلام ، اصطلاح شماره 904